تبليغاتX
سـرلشکــر شهیــــد حـاج احمـــد کاظمــی

شهید کاظمی

 

حاجی حواسش به همه چیز بود
از محتوای سخنرانی ومداحی ها و نماز جماعتهای ظهر عاشورا و تاسوعا گرفته،تا گذاشتن چند نفر مامور جهت جفت کردن کفشهای عزاداران و گرفتن اسفند دم درب و دقت در توزیع صبحانه و غذای ظهر عاشورای و تاسوعا که به بهترین نحو ممکن صورت پذیرند....  ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 8:29 قبل از ظهر  توسط شهیــدگمنــام  | 

شهید کاظمی

 

در مکانی (ستاد لشکر 8 نجف اشرف) که هرسال دهه محرم مراسم داشتند چند تا از همسایه ها مسیحـــی بودند که چند روز مانده به مراسم 2- 3 نفر از مسئولین لشکر را می فرستادند تا با احترام از همه همسایه ها اجازه برگزاری مراسم روضه امام حسین (ع) را بگیرند، می گفتند سرو صدای عزاداری بلند است و ترافیک و شلوغی زیاد و آنها حق همسایگی ما را دارند.باید با رضایت کامل ایشان باشد.موقع توزیع غذا نیز سهم همسایه ها را جدا می کردند و می فرستادند درب منازل آنها،و بعد شام غریبان هم با تشکر و حلالیت از همسایه ها مراسم تمام می شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 8:21 قبل از ظهر  توسط شهیــدگمنــام  | 

شهید کاظمیتوفیق داشتم به لطف الهی و نظر امام حسین (ع) زائر کربلا شوم          روز قبل از حرکت جهت خداحافظی و طلب حلالیت با شهید کاظمی تماس گرفتم . ایشان ضمن ابراز محبت بابت این تماس گفتند:فلانی چشمت به گنبد و بارگاه حضرت عباس (ع) که افتاد اگر یاد من بودی به آقا سلام برسان و بگو تو می‌دانی که من تو را چقدر دوست دارم ، من فقط از تو یک خواسته دارم آنهم شهادت است.بگو آقا نگذار همینطوری از بین بروم.بعد گفت: این را هم به آقا بگو اگر ممکن است فقط به من کمی مهلت بدهید چند تا کار ناتمام دارم ، تمام کنم.خودم تاریخش را اعلام می‌کنم.     همرزم شهید

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 2:52 بعد از ظهر  توسط شهیــدگمنــام  | 

شهید کاظمی 

حاجی حواسش به همه چیز بود
از محتوای سخنرانی ومداحی ها و نماز جماعتهای ظهر عاشورا و تاسوعا گرفته،تا گذاشتن چند نفر مامور جهت جفت کردن کفشهای عزاداران و گرفتن اسفند دم درب و دقت در توزیع صبحانه و غذای ظهر عاشورای و تاسوعا که به بهترین نحو ممکن صورت پذیرند....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 2:19 بعد از ظهر  توسط شهیــدگمنــام  | 

شهید کاظمی

 

در مکانی (ستاد لشکر 8 نجف اشرف) که هرسال دهه محرم مراسم داشتند چند تا از همسایه ها مسیحی بودند که چند روز مانده به مراسم 2- 3 نفر از مسئولین لشکر را می فرستادند تا با احترام از همه همسایه ها اجازه برگزاری مراسم روضه امام حسین (ع) را بگیرند ، می گفتند سرو صدای عزاداری بلند است و ترافیک و شلوغی زیاد و آنها حق همسایگی ما را دارند.باید با رضایت کامل ایشان باشد.موقع توزیع غذا نیز سهم همسایه ها را جدا می کردند و می فرستادند درب منازل آنها،و بعد شام قریبان هم با تشکر و حلالیت از همسایه ها مراسم تمام می شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط شهیــدگمنــام  |