تبليغاتX
سـرلشکــر شهیــــد حـاج احمـــد کاظمــی
شهید کاظمی

 

شهید کاظمی یگانی تشکیل داده بود به نام یگان شهید محزونیه

آنها وظیفه داشتند تمامی افراد بی بضاعت و یا کم در آمد که سرپرست خانواده بودند و یا پدر شان فوت کرده بود را در رده های مختلف لشکر شناسایی کنند ، و پس از تقسیم وظایف به این افراد بیشتر رسیدگی کنند تابتوانند ساعاتی از هفته یا ماه را در خدمت خانواده هایشان باشند و اگر هم گوسفندی قربانی  می شد.گوشت آن اول میان این خانواده ها تقسیم می شد.حاج احمدبصورت کاملا محرمانه وبطوری که شئونات افراد لحاظ شود به نیروهای ضعیف تر کمک می کردند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 1:51 بعد از ظهر  توسط شهیــدگمنــام  | 

شهید کاظمی

شهید کاظمی با اسرای جنگی با رافت اسلامی برخورد می کردند

و اگر توانمندی خاصی در اسیری می دیدند به او بها می دادند.در لشکر حدود چهل ، پنجاه تا نیروی متخصص عراقی فعالیت می کردند ، بعنوان مثال یک متخصص تانک اسیر شد .وقتی عطوفت ومهربانی حاجی را دید درخواست کرد در لشکر بماند و حاجی او را نگه داشت ، از تخصصش استفاده می شد تا اینکه شهید شد. اسیر دیگری هم بود به نام عبدالله که یک انقلابی عراقی شد.مدتی هم محافظ آیت الله حکیم بود.حتی با بعثی ها درگیر شد.حاجی به همه به چشم انسان نگاه می کرد و درون آدمها را می دید نه ظاهرآنها را . این نحوه برخورد و استفاده از توان آنهاتوسط سردار کاظمی انسان را به یاد اسرای جنگی در زمان پیامبر می انداخت .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 1:46 بعد از ظهر  توسط شهیــدگمنــام  | 

شهید کاظمی

 

 

رفته بودیم پمپ بنزین ، بنزین بزنیم ، عجله داشتیم

پیرمردی آنجا کفش واکس می زد،در حال سوخت گیری بودیم که شهید کاظمی پیش او رفته بود و کفشهایش را واکس زده بود و با رویی گشاده به ما گفت بروید کفش هایتان را واکس بزنید به حساب من،گفتیم سردار دیر می شود فرمودند این پیرمرد برای کسب روزی حلال اینجا نشسته است. و ما باید با این کارمان کمکش کنیم.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 1:17 بعد از ظهر  توسط شهیــدگمنــام  |